X
تبلیغات
رایتل

خاطرات گذشته

روستای گرمارود

آخرین تخم کیل وان

 میخواستم عکسی از گرمارود بگذارم ، از بین عکسهائی که داشتم  عکسی از دخترم در فصل اردیبهشت گرمارود بنظرم جالبتر آمد ، اردیبهشت الموت یاد آور خاطرات بسیار زیبا ئی است اما مهمترین اتفاقی که در اردیبهشت می افتاد گرفتن تخم کیل بود تخم کیل گرفتن به این معنا بود که بذرهای برنج برای خزانه کاری شدن در مکانی که اصطلاحا به آن تخم کیل گفته میشد قرار داده میشدند ، معمولا وقتی که بذرهای برنج در این کیل ها قرار میگیرد مورد هجوم پرندگان قرار میگیرد و در گذشته مردم برای جلوگیری از اینکه دائما مراقب تخم کیل های خود باشند تخم کیل های خود را بصورت تجمیعی و در یک مکان می گرفتند و یک نفر را بعنوان تخم کیل وان میگرفتند و به وی مزد میداند تا مراقب تخم کیل هایشان باشد ، البته این شخص علاوه بر مراقبت آنها را نیز آب میداد بطور معمول روزی 2 و یا بعضا 3 نوبت باید یه این تخم کیل ها آب داد

، آخرین تخم کیل وان که من بیاد دارم خدا بیامرز مش کرم عمو بود پیرمرد ی با جثه نحیف و کمی اخلاق تند که با همسر مرحومه اش سید با هم زندگی میکردند و البته فرزندی هم نداشتند ، مش کرم عمو سینی زنی اش در روزهای محرم خال و هوای خاصی به مسجد و سینه زنان میداد ، او سنه اش را چاک میکرد و با ضربه هرچه محکمتر به سینه اش می کوبید بگونه ای که ضدای سینه زنی اش در بین کل سینه زنان کاملا مشخص و شنیده میشد ، من هنوزم که هنوز است بعد از سالها کسی را ندیده ام که به شیدائی آن خدا بیامرز سینه بزند ، در این روزهای محرم امید دستگیری ش را در روز محشر از آقا ابا عبداله حسین (ع) دارم ، بعد ها بساط تخم کیل گیری به این صورت برچیده شد و هر کس برای خودش سر زمین خودش تخم کیل میگرفت و اینجا بود که معمولا بچه ها برای مراقبت از تخم کیل ناچار به حضور در این تخم کیل بودند و برای همین و اینکه جائی داشته باشند کت (cat) درست میکردند کت یک اتاقک بسیار کوچک در ابعاد حدود 1.5 در 2 متر الته بعضا کمتر و بعضا بیشتر به ارتفاع حدود 1.5 متر تقریبا به ابعاد چادر های مسافرتی 4 نفره امروز از چوب و برگ درختان پوشانیده میشد ، و در اغلب آنها بساط چای یافت میشد و البته که بعضی خوش سلیقه تر ها ختی در آن غذا های ساده ای مثل املت و نیمرو نیز می پختند ، از آنجائیکه زمین ها همجوار با هم بود و بعضی مواقع نیز خبری از گنجشک و دیگر پرندگان نبود به کت دیگر بچه ها میرفتیم و یا آنها به کت ما می آمدند ،  در بعضی از سالها اردبیهشت معمولا همزمان با امتحانات  پایان سال هم بود که این کت ها جای خوبی بودند برای درس خواندن که اغلب کاری که نمیشد همان درس خواندن بود .

اما یک کار دیگری که برای فراری دادن پرندگان بویژه چوچک  choochek( گنجشک ) ها انجام میدادیم ساخت آبدنگ  abedeangبود ابدنگ البته در گذشته ظاهر واقعی آن نیز وجود داشته و البته یک مکان در گرمارود که قبلا آبدنگ در آن وجود داشته به سر آبدنگها معروف است ، کارکرد این آبدنگ ها که با آب کار میکرده کوبیدن دانه ها بوده است اما آنچه که ما درست میکردیم یک چرخ جوبی دارای پره که به یک اهرم متصل میشد و آن اهرم با حرکت این چرخ پره دار که در مسیر آب قرار میگرفت بالا میرفت و سپس به پائین فرود می آمد و کوبیده میشد در زیر این اهرم یک تکه فلز و حلبی قرار میدادیم و سپس یا برخورد اهرم به آن صدائی بلند میشد که همین صدا باعث فراری دادن چوچک ها میشد هر چند که پس از مدتی آنها نیز به این صدا عادت میکردند و کارکرد خود را از دست میداد .

تاریخ ارسال: شنبه 18 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 06:20 ب.ظ | نویسنده: فرشید اسکندری | چاپ مطلب
نظرات (1)
جمعه 10 خرداد‌ماه سال 1392 01:13 ب.ظ
Farzad Rahimi
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به به به چه جیــــــــــــــــــــــگریه ، خدا حفظش کنه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد