X
تبلیغات
رایتل

خاطرات گذشته

روستای گرمارود

بی عنوان

الف- با دوست و همکار خوبم آقای عسکری از الموت داریم بر میگردیم صحبتهای زیادی بمیان می آید تا اینجا میرسیم که میگوید فلانی میدانی الموتی کزل (kazal) باددادن را به چه منظور میگویند

میگویم نمیدانم و برایم شرح میدهد -

طبق معمول هر سال برای مشتریان خوب معمولا هدایایی میبریم تعدادی از قلم افتاده اند یادم می آید حسن آقای لطفی نازنین همیشه ته کیسه چیزهایی دارد و هیچ وقت ناامیدمان نمی کند ، به بچه ها میگویم من میروم کزل بادبدهم و چقدر این روزهای آخر عیدی کزل باددادیم حالااگه الموتی هستی بگو اولا کزل چیست ؟ دوما کزل باددادن یعنی چی ؟

ب- منزل پدر نشسته ایم  خسته از سریالهای فاقد کیفیت  روی کانال مستند داریم مستند تماشا میکنیم پرندگان را نشان میدهد یادم می آید الموت قبلا چه پرندگان زیبا و متنوعی داشت و الان دیگر خیلی کمتر میبینم ، تلویزیون تعدادی  لاشخوری را نشان میدهد که روی لاشه ای نشسته اند پدرم میگوید حمداله نامی بود که اهل وربن بود پیش پدر مرحومم کار میکرد آدم بسیار جسوری بود و وقتی دامی تلف میشد آن را نزدیک رودخانه میبرد نمک بسیار زیادی روی دام تلف شده میریخت این لاشخورها می آمدند لاشه را میخوردند و چون نمک زیادی داشت آب زیادی میخوردند و بعد دیگر نمی توانستند پرواز کنند و این حمداله میرفت آنها را میگرفت قصدش این بود بچه ها را روی آنها بنشاند و از آنها سواری بگیرد .یالالعجب

ج- یادم می آید در گذشته یکی از کارهائی که در عید نوروز اتفاق می افتاد و معمولا قبل از روز 13 تعیین تکلیف میشد انتخاب نیروهای خدماتی روستا بود ، پیشکار کسی بود نقش اطلاعرسانی و روابط عمومی را داشت ، دشتبان کسی که از مزارع و باغات مراقبت میکرد ، میرآب وظیفه تنظیم آب راد داشت ،گوگل وان کسی که گاو ها را به چرا میبرد ، گالش یا چوپان و حمامی ، که معمولا پر چالش ترین موضوع و اختلاف انگیز ترین آن مربوط به انتخاب گالش بود،  هرچند که تجربه زندگی در ساختار قدیمی را نداشتم اما به شخصه تصورم این است که ساختار قدیمی مبتنی بر یک کدخدا و تعییین نیروهای خدماتی بمراتب کاراتر از شوراها ی فعلی میبود ، البته این یک نظر است و طبیعتا رد یا اثبات آن به کار تحقیقاتی و جامعه شناسی دارد.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 12:16 ق.ظ | نویسنده: فرشید اسکندری | چاپ مطلب
نظرات (2)
شنبه 10 فروردین‌ماه سال 1392 02:41 ب.ظ
ح-خیری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام و تبریک نوروز سالی خوب و خوش را برای شما آرزومندم اما... کزل باقیمانده و ته خرمن است که هنوز گندم یا جو آن از خوشه جدا نشده است و پس از برداشت کاه و محصول اصلی بعدا آن را می کوبند و گندم آنرا جدا می کنند و گاهی هم همینجوری علوفه دام می شود ولی ضربالمثلش را خیلی نمیدانم . ضمنا کار شما هم پسندیده است که کاربر لغات و زبان الموتی را بخوبی بیان می کنید.
یکشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1392 11:16 ق.ظ
طاهری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
کزل باقی مانده محصولی است که از باد دادن کاه به دست میاید نه محصول قابل توجهی دارد نه کاه به درد بخور فکر کنم منظور این بوده که روز های اخر زمستان معمولا آذوقه تمام می شد و مردم به قحطی می خوردند و مجبور م یشدند مجددا کزل را باد بدهند تا شاید مقداری اذوقه به دست بیاید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد