X
تبلیغات
رایتل

خاطرات گذشته

روستای گرمارود

پرستوهای خونین بهار

این روزهای با آمدن بهار و پرستوها یاد خاطره دو پرستوی خونین بال غمی و دریغی بر دلم میگذارد


وفتی که برای آخرین بار صورتش را از جاده سرازیری منتهی به مدرسه به سمت بچه هائی که برای بدرقه اش 

در انتهای حیاط مدرسه جمع شده  بودند برگرداند ، دلم هری ریخت پائین از آن روز به بعد هر روز منتظر خبری بودیم و بالاخره در یکی از این روزهای بهاری خبر آمد خبر شهادتش بود ، همه به قزوین رفتیم به ما که اجازه ندادند اما پدرم اینها که صورتش را دیده بودند میگفتند تبسم همیشگی اش را بر صورت داشت و چهره اش از همیشه دوست داشتنی و زیباتر شده بود ، من فقط چند ماه سعادت حضور در کلاسش را داشتم هر چند بواسطه همسایگی و برگزاری کلاسهای قران و جلسات در زمان انقلاب کاملا با هم ارتباط داشتیم ، همسر و فرزندانش قزوین بودند و خودش به تنهائی منزل مش قربان را اجاره کرده بود یک روز پسرش عمار را آورده بود الان برای خودش مهندس کشاورزی شده ووبلاگی هم دارد دوچرخه ای را که داشتم بردم و با او بازی کردم ، یاد و خاطره اش گرامی شهید مصطفی رسولی سفیدری شهید والاگهری از الموت که در عملیات بیت المقدس در اردیبهشت ماه به دیار حق شتافت.

از روی ایوان خانه به روی قبرستان که نگاه کردم دیدم تعدادی آنجا جمع هستند به احتمال زیاد دارند فوتبال یا والیبال میروند  عید  که شده بساط فوتبال و والیبال با شور و شوق بیشتری برپاست و کل کل بچه های جوانتر با گروه جوانان قدیمی تر به سرعت خودم را به آنجا میرسانم خیلی ها هستم سلام و علیک که میکنم تعداد قابل توجهی جمع شده اند و آماده رفتن به حیاط مدرسه برای بازی هستیم که صمد آقا میخواهد کری خواندن را آغاز کند و میگوید ما یکطرف و شما بچه سوسول ها یکطرف ، صحبت  صمد آقا تمام که میشود میگوید بچه سوسول ها کدام است چرا نمی گوئید بچه مسلمانها ، بچه های قران و بقیه ساکت میشوند،  آن روز خودش هم جز] تیم ما به قول آنها بچه سوسولها ایستاد و والیبال بازی کرد ، برخلاف سالهای قبل که معمولا یک یا دو روز بیشتر در گرمارود نبود آن سال چندین روز در گرمارود ماند و  فرزند با محبت  ، رعنا و مودب گرمارود را سیر دیدیم و با هم بازی کردیم ،  عید که تمام شد همه به سر زندگی خود رفتند چند روز بیشتر نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند آن سال من دانشگاه بودم خبر دیر بمن رسید بسیار غمگین شدم و افسوس خوردم  که هنوز هم این غم و افسوس هر بار با یادآوریش زنده میشود ، شهید هوشنگ سیاهکلی همافر نیروی هوائی بود اما بسیاری مواقع بصورت بسیجی به جبهه میرفت  و آخرین بار نیز به همین شکل به جبهه رفت و  26 فروردین ماه بسوی معبودش پر کشید ، احمد آقا اخویش میگفت روزی ما اصفهان متزلش  رفته بودیم ما را به مزار شهدای آنجا برد وروی مزار یکی از شهدا عکسی سه نفره را نشان داد که یکی از آنها خودش بود گفت دادش اینها همه رفته اند و من مانده ام ، با شهید بابائی حشر و نشر داشت یادم می آید من آولین بار اسم شهید بابائی را قبل از آنکه شهید بشود  از کامران برادرش و  از قول شهید هوشنگ شنیدم که رشادتهایش تعریف میکرد.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 10:25 ب.ظ | نویسنده: فرشید اسکندری | چاپ مطلب
نظرات (8)
سه‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1392 01:50 ق.ظ
شمس الدین رجبی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای اسکندری
آنقدر زیبا وجذاب مینویسد که خواننده مجذوب آن میشود...یاد سردار رشید اسلام شهید بابایی بخیر روحش شاد.
پاسخ:
با سلام و ممنون از اظهار لطف حضرتعالی - امیدوارم این نوشته ها بتوانند ذره ای از دین سنگینی که این عزیزان بر گردن ما دارند را ادا کرده باشد
سه‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1392 08:16 ب.ظ
Farzad Rahimi
امتیاز: 1 0
لینک نظر
با سلام خدمت دوست عزیز آقای اسکندری
---
چند تا از پست هاتونو خوندم و بسیار زیبا نوشته بودید. دوباره برمیگردم بقیه رو میخونم...!!!
---
از آقا عمار نوشتید ، حالشون خوبه...؟؟؟ ، آدرس وبلاگشو ننوشته بودی...!!!
---
وقت کردی یه سری هم به ما بزن و در صورت تمایل تبادل لینک کنیم.
پاسخ:
با سلام و تشکر از اظهار محبت حضرتعالی - حتما و با کمال افتخار لینک شما را ثبت خواهم کرد - در مورد آقای عمار رسولی من اطلاع زیادی از ایشان ندارم وبلاگ ایشان هم مدتها بروز نشده است
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 01:17 ب.ظ
الموتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای اسکندری
خاطره​ قشنگی بود. یاد و خاطره همه خوبان بخیر.
پاسخ:
با سلام - ممنون از اظهار لطف شما
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 02:29 ب.ظ
ح-خیری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام
روحشان شاد و جایشان خالی مباد و مردان جوان این مرزو بوم راهشان را ادامه خواهند داد .
پاسخ:
با سلام جناب خیری - ممنون از اینکه سری به ما زدی
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 02:18 ب.ظ
ابوالحسن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

امیدوارم که روح همه دلیرمردانی که برای ماندگاری میهن جان خودشون رو نثار کردند شاد و در آرامش ابدی باشد.
پاسخ:
با سلام - ممنون از اینکه سر زدی
جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1392 08:12 ب.ظ
Farzad Rahimi
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
---
خیلی ممنون. لطف کردید. منم لینکتون کردم.
---
منظور من عمار مراقی بود...!!!
---
راستی یه انتقاد...!!! وبلاگ های گرمارود در زمینه ی عکس خیلی ضعیف عمل میکنن. یه چندتا عکس هم آپلود کنید.
پاسخ:
سلام جناب فرزاد رحیمی عزیز
با تشکر از لطف و عنایت شما که لینک بنده را ایجاد نمودید . بنده هم افتخار خواهم داشت که وبلاگ خوبی مثل وب شما و سایر دوستان الموتی را در لینک خودم قرار دهم منتها اگر اینکار نشده بگذارید به حساب فرصت محدود و مشغله بنده . از آقای عمار مراقی خواسته بودید که باید با شرمندگی عرض کنم اطلاع زیادی از ایشان ندارم .
انتقاد بجائی نموده بودید از نداشتن عکس در وبلاگ که امیدوارم این نقیصه را بتوانم بر طرف کنم
و در خاتمه به شما تبریک میگم بخاطر وبلاگ زیبا و پر محتوای شما
جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1392 08:19 ب.ظ
Farzad Rahimi
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ببخشید لینک نکردید که...!!!
یکشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1392 11:25 ب.ظ
Farzad Rahimi
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
از لطفتون سپاسگزارم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد